بهار، تابستان، پاییز، زمستان…و بهار، (2003) Spring, Summer, Fall, Winter…And Spring
“کیم کی-دوک” فیلمساز معروف کرهای در “بهار، تابستان، پاییز، زمستان…و بهار” پا به ورطهی جدیدی گذاشته است. داستانی آرام و بهدور از پیچیدگی با نگاه مدرنی که به زندگی دارد، با آن نماهای بلند که مخصوص سینمای مدرن است و نپرداختن و عدم وسواس زیاد به گرههای فیلمنامه باعث شده است که اکثر نقدها و یا بهتر است بگوییم تحلیلها با شرح و خلاصهای از فیلم همراه باشد. فیلم “بهار…” از پنج اپیزود مجزا تشکیل شده است که بر توالی فصلها پیش میرود ولی نه دقیقا بهصورت پشت سرهم. شرح و سرگذشت انسان است از کودکی تا پیری که با هریک از فصلها نقطهگذاری شده است. هر فصل، قسمتی از زندگی یک راهب را به همراه تنها شاگردش به تصویر میکشد. فاصلهی هر فصل با فصل بعدی، حدودا پانزده سال است که با ترتیب زمانی ولی با تاخیر زمانی در جلوی چشمانمان جلوهنمایی میکند.

درهای چوبی دروازهای بهسوی یک دریاچهی کوچک در دل کوهستان باز میشود. در میان این دریاچه صومعهای کوچک و زیبا جای دارد که جایگاه یک راهب مسن و شاگرد خردسالش است. شاگرد خردسال در همهی امور زندگی تحت تعالیم و اخلاق و منش گرم و دوستداشتنی استاد است. از جمعکردن گیاهان دارویی گرفته تا راز و نیاز و احترام و عمل به آداب بودا… به این ترتیب بهار آغاز میشود و فیلم با فصلهای دیگر ادامه مییابد تا دوباره بهاری دیگر فرا برسد.

فیلم سرشار است از نمادها و اشیا و آداب و رسومهایی که ممکن است حتی سر سوزنی از آن برای تماشاگر غربی آشنا نباشد. از گربهی سفیدی که دمش را در رنگ میزنند و با آن اشعار سوتراهای بودایی را بر عرشهی صومعه مینویسند گرفته تا طرحها و نقوشی که دیوارههای قایق و دروازهی چوبی با آن مزین شده است. از ماهی قرمز درون صومعه گرفته تا خروسی که راهب جوان آن را به دنبال خود به شهر میبرد. از درب و دروازهی صومعه گرفته تا آن نمای عظیم بالای کوهستان. این مثالها همه و همه به غیر از نمادهای عام و جهانی، دارای معانی و مختصات خاصی هستند که یک سرش مستقیما به فرهنگ شرقی و خصوصا عرفان بودایی متصل میشود. پس چرا تماشاگری که ممکن است با این کدها و نشانهها آشنا نباشد، در آن گوشه از دنیا باز هم میتواند از یک چنین فیلمی لذت ببرد؟ جواب مسئله در جهانی اندیشیدن است بهدور از تعصب و پافشاری بر فرهنگهای درست و یا غلطمان. جواب مسئله در فطری اندیشیدن است که زبان مشترک همه افراد دنیاست. درواقع در عرفان بودایی، انسان، حیوان و طبیعت سه رکن از یک مثلث هستند…

دروازهی ورودی که از جنس چوب است بر سمت ورودیاش منقش است به تصویر دو اژدها که حکایت از مقدسبودن و مهمبودن مکان میدهد ولی این دو درب چرا در آغاز هر فصل خودبهخود بهسوی افراد باز میشود. انگار که استاد با قدرت ماوراییاش درب را برای ما بینندگان باز میکند و به ما خوشآمد میگوید. ما بینندگان نیز مانند افرادی که در این فیلم پا به این صومعه گذاشتهاند، هر یک مانند یک شاگرد خردسال میمانیم. فقط میماند که مهمان (خواه تماشاگر سینما باشد و خواه شخصیت دختر بیمار فیلم) چقدر از این سفرهی کرم، بهره ببرد. در این فیلم همه افراد به نوعی خواسته یا ناخواسته پا به مکانی میگذارند که نتیجهی آن تغییری هرچند کوچک ولی اثرگذار در زندگیشان میشود. از کودک خردسال گرفته تا دختر بیمار و حتی ماموران پلیس… در جایی استاد پیر به راهب جوان میگوید، این سوتراهای بودایی را بر روی عرشهی این صومعه کندهکاری کن تا با کندن هر حرف از آن، ذرهای از خشم و غضب و گناهت کاسته شود. متن سوترا از این قرار است: “شاید بتوانی به راحتی انسانی را بکشی ولی بدان که به آسانی کشته نمیشوی.”

| عنوان | توضیحات |
|---|---|
| نام فیلم: | Bom yeoreum gaeul gyeoul geurigo bom |
| کارگردان: | Ki-duk Kim |
| نویسنده: | Ki-duk Kim (writer) |
| ژانر: | Drama |
| امتیاز: | 12,044 رأی, امتیاز میانگین 8.1 از 10 |
| مدت فیلم: | 103 دقیقه |
| جوایز: | 10 wins&7 nominations |
| بازیگران: | Yeong-su Oh, Ki-duk Kim, Young-min Kim, Jae-kyeong Seo, Yeo-jin Ha … |
|
|
![]() |
دانلود مستقیم فیلم دانلود زیرنویس فارسی دانلود زیرنویس انگلیسی |
![]() |
حجم فایل : 700 مگابایت کیفیت : DVDRip |
| در این تاپیک از انجمن دانلودز، در مورد این فیلم گپ خواهیم زد! |


